خدا خیرت بده

چهارشنبه شب رو تا صبح بیدار بودم و داشتم درس میخوندم و اصلا حوصله کار رو نداشتم و از خدا عاجزانه درخواست میکردم که امروز شرکت خبری نباشه تا بتونم نشسته یکم چرت بزنم. از خونمون تا شرکت با اتوبوس حدود نیم ساعت راه بود ، برا همین منتظر شدم تا اتوبوس خالی بیاد که بتونم بشینم و از این نیم ساعت طلایی استفاده کنم و بخوابم . تا نشستم توی اتوبوس ، چشمام رو بستم که وجدانم افراد سالخورده رو نبینه و از جام بلندم نکنه. چشمام داشت سنگین میشد که یه خانم محترمه مسن زد سرشونم ، که پاشو این صندلی رو بده به اون پیرمرد و خودشم رفت منبر که وجدانت کجاست و شما جوون ها چی شدین و به کجا دارین میرسین. منم که گوشام ساخته شدن برای گوش ندادن ، گوش نمیدادم و سر تکون میدادم و سعی میکردم وایساده چرت بزنم و از ته دلم امیدوار بودم که امروز توی شرکت اتفاقی نیوفته.
رسیدم  شرکت ، تمام بچه ها دمه در  شرکت وایساده بودن. کلیدار هنوز نیومده بود . پیش خودم گفتم ، “سالی که نکوست از بهارش پیداست” و رفتم پیش بچه ها ، تلفن شرکت  هم داشت خودش رو میکشت. یه نیم ساعت دمه شرکت معطل شدیم و تلفن هم یه بند زنگ میزد ، تا کلید دار پیداش شد . تازه شاکی هم بود که زیرآبش رو پیش مدیرعامل زدیم .

در رو که باز کرد ، بی اراده رفتم سراغ تلفن و جواب دادم :
بله ؟
مهندس کجایین ؟؟ چرا جواب نمیدین ؟!!
ببخشید ! جانم ؟ چی شده ؟
مهندس ما امروز انتخاب واحد داریم توی دانشگاه ، هیچ کدوم از کامپیوترا سرور انتخاب واحد رو نمیبینن! الان بچه ها پیداشون میشه ! من دیروز همه چیو چک کردم ، درست بوده.
سرور رو ریست کردی ؟
آره ، مهندس ده بار ریست کردم . کار نمیکنه مهندس.
باشه ، نگران نباش ، بزار کامپیوترم بیاد بالا ، چکش میکنم .
مهندس تو رو خدا زود ، الان اینا میان ، پوست منو میکنن.
باشه ، خدافظ

کامپیوترم اومد بالا ، همین جور وایساده ریموت زدم به سرور . اولین کاری که به ذهنم میخورد این بودم ببینم که وب سایت  ، روی خود سرور میاد بالا یا نه ! آدرس وب سایت رو زدم و اینتر کردم ، خیلی سریع اومد بالا . حالم گرفته شد ، کارم سخت شد ، داشتم فکر میکردم چش میتونه باشه که تلفنم زنگ زد.
جانم ؟
مهندس ، میخواستم بگم ، همه کامپیوترها اینجوری نیستن ، بعضی ها درستن ، ولی بیشترشون خرابن.
میتونی بری بشینی پشت یکی و بهم زنگ بزنی؟
باشه مهندس ، بهت زنگ میزنم.

تو این فاصله ،یه چایی ریختم و آماده شدم که زنگ بزنه . زنگ زد !
الو مهندس ، چیکار کنم ؟
سرور رو پینگ میکنی ؟
مهندس پینگ نمیشه ؟
گیت وی رو چی ؟ ببین اونو میتونی پینگ کنی ؟
نه مهندس ، اونم پینگ نمیشه .
میشه IP رو چک کنی ؟ ببین اصلا IP گرفته ؟
آره مهندس ، IP گرفته ، فقط نمیدونم چرا اشتباست !!! مهندس این داره اشتباه IP میگیره ! فکر کنم مشکل از DHCP سرور باشه ! داره اشتباه IP میده .
خیلی خب ، دستی IP بده ببین درست میشه !
آره مهندس درست شد ، فقط من نمیتونم ۲۰۰ کامپیوتر رو دستی IP بدم ، میشه مشکل DHCP رو حل کنید ؟
بزار ببینم چی میشه ! بهت زنگ میزنم .

مشکل رو فهمیده بودم ، یه DHCP سرور دیگه توی شبکه Run شده بود ،حتما یکی از دانشجوها کلاس مایکروسافت رفته و درسشونم DHCP بوده و داشته رو یکی از سیستم ها تمرین میکرده ، شایدم کسی قصد خرابکاری داشته ! خلاصه هرچی که بوده استراحت مارو مختل کرده بود یه کار درست حسابی برامون دست و پا کرده بود. زنگ زدم بهش مشکل رو توضیح دادم و ازش خواستم که شروع کنه سیستم ها رو یکی ، یکی خاموش کنه و چک کنه تا ببینیم میتونیم اون سرور متقلب رو پیدا کنیم یا نه .

با بی حوصلگی ، شروع کردم اینترنت رو سرچ کردن و دیدم خیلی ها این مشکل رو دارن و همه از DHCP Snooping برای حل این مشکل صحبت میکردن. از اونجایی که خیلی بی حوصله بودم ، رفتم پیش مدیر شرکت و جریان رو براش توضیح دادم و گفتم به نظرم راه حلش DHCP Snooping باشه . از اونجایی ، که این مدیرمون همه چیزا رو تجربی یاد گرفته بود ، وصل شد به سوئیچ ها و توی همه ی سوئیچ ها کامند DHCP Snooping رو زد. چند دقیقه بعد طرف زنگ زد و گفت مهندس شما کاری کردی ، گفتم چی شده؟ درست شده؟ گفت نه بابا ، دیگه اصلا IP نمیگیرن ، فکر کنم ، اشکال از DHCP Server باشه. گفتم ، بزار چک کنم .  رفتم کامندای مدیرمون رو پاک کردم و دوباره همه چیز برگشت مثه قبل.

اینجوری کار کردن رو اصلا دوست نداشتم ، برا همین نشستم پای مقالات سیسکو تو زمینه DHCP Snooping . خوب که مطلب برام جا افتاد ، وصل شدم به سوئیچ ها و درست کانفیگشون کردم . دوباره بعد از چند دقیقه تماس گرفت و گفت ، مهندس شما کاری کردی؟ ایندفعه با قدرت گفتم ، آره باید درست شده باشه . گفت آره مهندس خدا خیرت بده!

ساعت ۲ ظهر بود و من هیچی نخوابیده بودم ولی خوشحال بودم ، نه بخاطر اینکه مشکل رو حل کرده بودم ، نه ! بلکه بخاطر اینکه فرداش جمعه بود ، البته نه بخاطر اینکه جمعه تعطیل بود و میتونستم بخوابم، نه! اصلا اون سال جمعه ها برام یه روز دیگه بود.

DHCP Snooping به زبان خودم

Telegram_logo.svg_

9 comments on “خدا خیرت بده

  1. ادریس on

    سلام.
    چقدر این نوشته ها برای من دوست داشتنی هستن! البته به کارم نمیان، برای همین حوصله ندارم بخونمشون، ولی نحوه ی نوشتن و اینکه نت ورک برام ناشناخته است باعث شده برام جذاب باشه.
    و احتمالا خیلی می تونه آموزنده باشه برای کسایی که کارشون اینه.

    پاسخ دادن
  2. لادن on

    چه قدر خوب مینویسی …
    خوندن این مطالب واسه یه دختر جوون و یه برنامه نویس کوچیک نوپا هر چه قدرم پر کلماتی باشه که چشامو گرد کنه و نفهمم ، ولی کلی ازشون انرژی میگیرم و انگیزه برای فهمیدن و یاد گرفتنشون !
    خلاصه که بسی حال کردم خسته نباشید ؛)

    پاسخ دادن

پاسخی بگذارید