شبکه و کار(انتخاب روزنامه ایی)

توی خیابون منتظر تاکسی بودم ، که یه BMW جلوی پام زد رو ترمز . شیشه اومد پایین و یه آقای خوش تیپ از پشت عینک آفتابیش گفت کجا میری بیا بالا.
گفتم : سلام !! نه مزاحم نمیشم .کیفش رو از رو صندلی جلو پرت کرد عقب و گفت میگم بیا بالا . نشستم توی ماشین و سعی کردم در ماشین رو با احتیاط کامل ببندم.
بعد از سلام و احوال پرسی ، پرسید چه خبر ؟ چیکار میکنی؟ هنوز تو کار کامپیوتری؟گفتم : فعلا توی یک شرکت کوچیک ادمینم و درکنارش مشغول درس خوندنم تا بتونم کارم رو تخصصی تر کنم . گفت : خب چی میخونی ؟ نمیدونم چرا گفتم مایکروسافت ! گفت : تو که بیشتر از من بلد بودی ، دیگه چی داری میخونی ؟ گفتم : نه ! آخه اگر بخوای توی یه شرکت حرفه ایی کار کنی باید خیلی بیشتر از اینا بلد باشی با این سوادی که من دارم ، نهایت میتونم یه ادمین ساده باشم و یه سری کارای کوچیک انجام بدم. من دوست دارم کارم بزرگ باشه و به طبع درآمدشم خیلی زیاد باشه.
گفت روی
 صندلی عقب دست کن توی کیفم ، یه قرارداد هست بردار نیگاش کن .به سختی  از توی کیفش قرارداد رو آوردم
گفت
 : کارفرما کیه ؟گفتم : فلان جا ! گفت  : به نظرت بزرگه ؟ گفتم آره تقریبا! منظور ؟
گفت :پیمانکار کیه ؟ گفتم : خودت ! گفت : از تو بیشتر بلدم ؟ گفتم : هم سطحیم.
گفت : مبلغ ؟ مبلغ رو بگو . گفتم : پونصد تومنه ! خب من الان قراردادم بیشتر از اینه که ! گفت : بابا ای ول ، دیگه چی میخوای ؟! از این قرارداد ها برای ماهم جور کن !
گفتم : مسخره میکنی ؟ آخه با ماهی ۵۰۰ تومن میشه زندگی کرد ؟ گفت : جانم ؟ ماهی ۵۰۰ تومن ؟ خوب نخوندیش پس ! اون ساعتی ۵۰۰ تومنه !
خوب که خوندمش ، دیدم بعله ! قرارداد ۱۵۰ ساعت کاره به ازای هر ساعت ۵۰۰ تومن !
گفتم : چجوری اینو بستی ؟ گفت : تو از همون قدیم هم بلد نبودی خودت رو پرزنت (معرفی) کنی ! باید یاد بگیری خودت رو پرزنت کنی. یه آدمای بیسوادی توی این مملکت توی این رشته دارن پول درمیارن که نگو . گفتم : الان ما باسوادیم دیگه؟!! گفت : خداییم پسر ، خدا ! همین نظراتته که کسی کاری بهت نمیده . وقتی خودت ، خودت رو قبول نداری ، میخوای دیگران قبولت داشته باشن ؟ بیا برو فلان اداره ، مدیر آی تیش فرق سی دی رو با دی وی دی نمیدونه ! حالا تو اگه فن مذاکره بلد باشی ، به هزار جور مختلف میتونی با این آدم کار کنی و از بغلش پول در بیاری. هم میتونی بهش سی دی بفروشی ، هم دی وی دی ! هم دستگاه دی وی دی خون هم سی دی خون ! بعدم که یه قرارداد پشتیبانی باهاش میبندی که این دستگاه رو براش نگه داری! بعد یه سال هم که مدل جدیدش میاد و فقط کافیه از قابلیت های  نداشتش بگی ، که راحت بخرنش و روز از نو ، روزی از نو .
سرم درد گرفته بود ، رفته بود روی اعصابم ، دوست داشتم زودتر پیاده شم . ازش خواستم که یه جا وایسه تا پیاده شم .
حرفاش رفته بود رو مخم ، آخه راست میگفت ، واقعا من نمیتونستم حرف بزنم و به اصطلاح خودمو پرزنت کنم. باز رفتم سراغ اینترنت و آموزش فن مذاکره رو سرچ کردم. مثه همه یه ده تا پیج رو باز کردم و شروع کردم به خوندن و البته بصورت موازی هم به حرفای دوستم فکر میکردم. میدونی ، دوست نداشتم راهنمام اون باشه ، ازش خوشم نیومد ، یه جورایی دوست نداشتم حرفاش رو قبول کنم . به خودم گفتم : همیشه که همه بیسواد نیستن . اگه بخوای توی یه شرکت بدرد بخور کار کنی ، باید باسواد باشی . بزار اول سواد رو پیدا کنم بعد یه فکری برای مذاکره میکنم و باز این سوال مطرح شد که چی بخونم که به درد بخوره. توی فکر بودم که چشمم به روزنامه همشهری افتاد . یه فکر خوب به سرم زد ، تصمیم گرفتم  که یه مدت روزنامه همشهری  رو بخرم و بررسی کنم که کار برای کدوم تخصص بیشتره ، حتی برم مصاحبه و وضعیت حقوق و مزایاشونم بررسی کنم. روزنامه رو خریدم و سریع رفتم سراغ ستون کامپیوترش. توی نگاه اول که به نظر میومد مایکروسافت ، آش کشک خاله است و باید بلد باشی.
بعد از یک هفته تحقیقات گسترده ، میتونم بگم تقریبا صددرصد مشاغل مایکروسافتی بود و فقط بعضی هاشون نیاز بود که علاوه بر مایکروسافت با سیسکو و مجازی سازی هم آشنا باشی. تصمیم خودم رو برای مایکروسافت قطعی کردم و فرداش توی محل کارم با یکی از دوستان خوبم هم مشورت کردم. اونم استقبال کرد و یه موسسه بهم معرفی کرد و گفت من خیلی تعریفش رو شنیدم . همون لحظه تماس گرفتم ، گفتم میخوام مایکروسافت رو از صفر تا صد یاد بگیرم. گفت ما یه پکیج داریم که ۸ ماه طول میکشه از نتورک پلاس شروع میشه تا آخر مایکروسافت . گفتم : چجوری ثبت نام کنم ؟
و اینگونه شد که زندگی مایکروسافتی من آغاز شد…..

ادامه دارد…..

Telegram_logo.svg_

 

12 comments on “شبکه و کار(انتخاب روزنامه ایی)

  1. Milad Jafari on

    واقعا دوستت درست گفته، چون من با چشم خودم دیدم که مدیر IT یک اداره دکترای زبان عربی داشته و از کامپیوتر در حد اینکه این ویندوز۷ هستش و اون یکی ۱۰، و حتی توی کلاس MCITP، یک خانم مدیر قسمت ITیکی از شعبه های تامین اجتماعی بود و فرق CPU , MAinboard رو نمیدونست

    پاسخ دادن
  2. vahid mahmoudi on

    درود
    نمیدونم این تجربه خودتون بود یا نقل قول، اما من توی مخیلم نمی گنجه واسه یه ساعت کار ۵۰۰ هزار تومن بدن !!! چجوری آخه ؟ ساعتی ۹۰ تومن رو تجربه داشتم اما این رقم خیلیه، یه روتر سیسکو رو ۱۰۰ بار هم از اول باز و بسته و کانفیگ و آپدیت و ریستورش کنی باز هم این مبلغ نمیشه

    پاسخ دادن

پاسخی بگذارید