برچسب: پسورد ریکاوری

پسورد ریکاوری

دوتا سوئیچ خیلی قدیمی و خیلی مهم توی شبکه داشتیم که به یکی از اونا نمیتونستیم لاگین کنیم . آره ، پسوردش رو نداشتیم. همیشه با بچه ها میگفتیم ، اگه یوقت یه مشکلی پیش بیاد و قرار باشه به این وصل شیم چیکار کنیم و چون قضیه پیچیده میشد ، ولش میکردیم و میگفتیم ایشالله که مشکلی پیش نیاد.

خلاصه اتفاق افتاد و نیاز شد که ما به این سوئیچ ها وصل شیم و از شانس بد ما هم ، مشکل روی همون سوئیچی بود که پسوردش رو نداشتیم. سوئیچ اینقد قدیمی بود که حتی کامنداش با سوئیچ های الان کلی فرق میکرد. خلاصه قرعه به نام من افتاد که برم و این مادر مرده رو پسورد ریکاوری کنم.

خودم خیلی امیدوار بودم که کنسولش پسورد نداشته باشه ، برای همین لب تاپ رو برداشتم و رفتم سر سایت. کلی حمد و قل هوالله خوندم و دوره کابل کنسولم فوت کردم و به امید خدا زدم کابل رو به سوئیچ ، یه چندتا اینتر زدم و منتظر بودم که لاگین کنه . اما نه، شانس من کنسولشم پسورد داشت. جالب اینه که سوئیچ بغلیش ، نه کنسولش پسورد داشت نه تلنتش. گفتم حالا کی میتونه اینو پسورد ریکاوری کنه. برگشتم و شروع کردم به گشتن.

تونستم به بدبختی یه دستور العمل برای ریکاوری پسورد پیدا کنم . کابل کنسولمم  ، بگیر ، نگیر داشت که نگرانم میکرد ، از یکی از بچه ها یه کابل کنسول قرض کردم و تستش کردم. وصل شدم به نرم افزار مانیتورینگ ، آخرین بک آپ اون سوئیچ رو برداشتم.  آماده شدم برای جنگ ، غافل از اینکه سوئیچ چه خوابی برام دیده.

چون سوئیچ خیلی مهم بود و برای پسورد ریکاوری نیاز بود که سوئیچ ریستارت بشه ، قرار شد که کار رو  ۲ تا ۴ صبح  انجام بدم. خیلی استرس داشتم. ساعت ۱۲ رفتم سر سایت . تا ساعت ۲ هی دستورالعمل مرور میکردم. ساعت ۲ شد. خبر دادم که من میخوام سوئیچ رو ریستارت کنم.

کابل کنسول رو وصل کردم و رفتم برا ریست، خواستم کابل برق رو قطع کنم که دیدم برقش AC و نیاز به پیچ گشتی خیلی ریز دارم که برق رو از پاور جدا کنم.شانس منم سوئیچ تو بالاترین نقطه رک بسته شده بود و دسترسی بهش بسی دشوار. حالا پیچ گشتی از کجا بیارم. یکی از دوستان داشت همزمان ، سر سایت کار میکرد ، ازش پرسیدم که پیچ گشتی ریز نداری ، گفت صبر کن الان یه چیز بهت میدم ، همه چیز رو باز کنی باهاش.

رفت از توی کیفش یدونه از این ابزاری همکاره آورد ، دربازکن ، انبردست ، چاقو ، انواع پیچ گشتی حتی ناخن گیر ، همه چیز تو یه چیز. رفتیم با هم سر سوئیچ که پیچ باز کنیم ، اما نشد که نشد. گفت میخوای ریست کنی ، گفتم آره ، گفت خب پاور ماژول رو در بیار و رفت.

دیدم فکر خوبیه ، پاور ماژول رو به سختی کشیدم بیرون .سوئیچ خاموش شد ، من بجای اون احساس راحتی کردم  و نفس میکشیدم ، گفتم بزار یکم استراحت کنه بدبخت آخه دوسال بود که روشن بود. یک دقیقه صبر کردم و پاور رو جا زدم ، هیچ اتفاقی نیوفتاد . هی پاور رو فشار میدادم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد. ضربان قلبم داشت میرفت بالا ، پاور رو درآوردم ، یه فوت کردم توش ، باز جا زدم ، مثه اینکه استراحت بهش چسپیده بود و نمیخواست برگرده سر کار. فشار خونم رفت بالا ، ضربان قلبمم چسپید  . حالا چیکار کنم ؟!  به دوستم گفتم ، سوئیچ روشن نمیشه!!! گفت : یعنی چی ؟! مگه چیکار کردی ؟! گفتم : پاور ماژول درآوردم  جا زدم دیگه ، خودت گفتی . گفت : کاری نداری ، من رفتم و توی افق محو شد.

ساعت نزدیک ۴ بود و من باستی تا ۴ کارو تموم میکردم . نمیدونستم چیکار کنم ، اومدم جلوی سوئیچ وایسادم و سعی میکردم خودم رو آروم کنم ، دیدم شیش تا کابل توی سوئیچ ۱ و شیش تا کابل توی سوئیچ ۲ . آره! آره! آره! سریع لب تاپ رو وصل کردم به اون یکی سوئیچ ، یه نیگاه به کانفیگش انداختم و تصمیم گرفتم که کابلهای اون سوئیچ که خاموش بود و بزنم به این یکی . شروع کردم یکی یکی کابل ها رو جا به جا کردم و پورت ها رو کانفیگ کردم . زنگ زدم که سرویس رو چک کنن.

بعد از ۱۵ دقیقه ، بهم اوکی دادن که کل سرویس الان اوکیه. اینقد خوشحال بودم که تصمیم گرفتم از همون سمت برم ورزش و بعد برم خونه.رسیدم باشگاه و داشتم لباس عوض میکردم که رییس زنگ زد و گفت : چیکار کردی ؟! ماجرا رو تعریف کردم ، گقت الان به من زنگ زدن و گفتن سرویسشون مشکل داره و یکی از سرور ها رو نمیبینن . گفتم : به من که اوکی داده بودن. گفت: بهشون زنگ بزن.

زنگ زدم و گفتن مشکل داریم ، یخ کردم ، سریع لباسام رو پوشیدم و دربست گرفتم برگشتم سرسایت ، استرس داشتم حسابی ، چون نمیدونستم باید چیکار کنم!از نظر خودم ، همه چیز درست بود . رسیدم نگهبانی سایت ! گفت نمیتونی بری داخل ، وقتت تموم شده. تونستم با بدبختی و زنگ زدن به اینور و اونور وارد سایت بشم . وصل شدم به سوئیچ .گفتم حتما یکی از کابل ها قطع شده یا دراومده ، چک کردم ، همه آپ بودن. دوباره ضربان رفت بالا ، از همه جا بهم زنگ میزدن . قاطی کرده بودم . خودم رو آروم کردم و شروع کردم کانفیگ رو دوباره چک کردن ، که دیدم یکی از پورت ها رو به اشتباه اکسس وی لن ۱ بود بجای اینکه ۱۰ باشه. اکسس وی لن ۱۰ کردم و زنگ زدم و گفتم چک کنن . که خدا رو شکر اوکی دادن. یه ساعت بیشتر موندم که اگر دوباره زنگ زدن سر سایت باشم . ساعت ۱۱:۰۰  رسیدم خونه و خوابیدم.